شرط ضمن عقد نصف دارایی
با سلام
اگر زوج و زوجه در مدت هفت سال زندگی فقط 3 سال زندگی مشترک داشته باشند
و آقا بعد از این همه مدت بخواهد با طلاق رجعی جدا شود ملکی که 4 ماه پس از ازدواج خریده شامل شرط نصف دارایی می شود یا نه؟؟
آیا واقعا شرط نصف دارایی چقدر ضمانت اجرا دارد و چگونه در دادگاه رسیدگی می شود؟؟
واقعا دست آقای هاشمی رفسنجانی درد نکند به خاطر تمامی اصلاحاتی که در قانون خانواده در مجمع تشخیص مصلحت به وجود آورده او تنها کسی بوده که کمی به اوضاع خانم ها رسیدگی کرده و اگر اقدام او نمی بود نمی دانم تا چه حد خانم ها زیر پای بعضی آقایان له می شدند
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
جواب اول
بسمه تعالی
سر کار خانم با سلام
خارج از بحث تقدیر وتشکر و مسائل سیاسی ! باید خدمت شما عرض کنم که تقسیم نصف بر نصف از زمان انعقاد عقد است یعنی زمانی که مرد زن در را درکابین نکاح در میاورد هر انجه پس از عقد بدست اورده وقابل تقویم است نصف بر نصف است اما من متوجه نشدم منظور شما از 7 سال و4 سال چیست؟
اصلا قانون هیچ چیز پوشیده ایی ندارد صراحتا بیان می کند وضمانت اجرا هم دارد شما با معرفی اموال و داریی های همسرتان یا با اوردن کارشناس نفقه و ازدواج می توانید این کار را جامه عمل بپوشانید ولکن شما را به صلح و متانت و ارامش دعوت می کنم.
با ارزوی سامان گرفتن زندگی شما بدون جدایی و ناراحتی.
موفق باشید.
_________________
سوال دوم
با سلام
اگر شخصی قبل از ازدواج ملک یا اموالی داشته باشد و بعد از ازدواج آنها را فروخته و ملک یا هر چیز دیگری بخرد ایا بعد از طلاق اموال تقسیم می شود یا خیر؟
با تشکر
----------------------------------------------------------------------------------------------------
جواب دوم
با سلام
آيا در خريد ملك بعداز ازدواج اختلاطى از منابع مالى ديگر كه بعداز ازدواج حاصل شده است مى باشد؟
اگر بتواند چنين اثبات نمايد كه منبع مالى ملك خريد شده قبل از ازدواج حاصل ملك قبل از دواج بوده و مبلغ آن با مبلغ اين هردو يكى باشد خير مشمول اين ماده نمى شود اما به ميزان اختلاط منبع مالى كسب شده مشمول مى گردد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال سوم
سلام. در صورتی که زوجه به علّت ِ عدم تمکین مدتی طولانی و ممتد با مرد زندگی نکند و مثلاّ پیش از طلاق چند سال جداى ِاز هم زندگی کردهباشند آیا شرط ِ تقسیم ِ اموال شامل ِ اموال ِ زوج در این مدّت هم مىشود یا فقط زمانی که زوجه حاضر به زندگی با زوج در زیر ِ یک سقف بوده؟
------------------------------------------------------------------------------------------------------
جواب سوم
طبیعی است که هدف از وجود و درج چنین شرطی در سند ازدواج ، بنوعي حمايت از زناني است كه با حمايتهاي خود از همسر (از هر لحاظ) ، باعث رشد وضعيت مالي زندگي مشترك خود از ابتداي ازدواج تا هنگام طلاق شده اند و در صورت عدم وجود چنين وضعيتي ، حقي از اين بابت به زوجه ناشزه تعلق نميگيرد. و اگر متن كامل شرط را با هم دقت بخوانيد متوجه خواهيد شد كه جمله ( كه در ايام زناشوئي با او بدست آورده ...) درج شده است.
1. طلاق به درخواست زوجه نباشد.
2.تقاضاي طلاق طبق تشخيص دادگاه ناشي از تخلف زن از وظايف همسري يا سوء اخلاق و رفتار او نباشد.
چنين شرطي، شرط فعل است و عمل موضوع تعهد، عمل حقوقي است که عبارت است از انتقال دادن و تمليک نصف دارايي شوهر به زن با ابراز قصد انشاء از طرف شوهر. اين شرط از اقسام شروط مذکور در ماده 234 ق. م. محسوب است و تکليف شوهر بعد از مشخص شدن ميزان آن از طرف دادگاه داراي ضمانت اجراي حقوقي است که زن مي تواند شوهر را ملزم به اجراي آن نمايد.
لکن از جهت ابهام در شرط، موضوع قابل بررسي است:
شرط انتقال تا نصف دارايي شوهر از لحاظ حقوقي بي ابهام نيست. يکي از ابهامات اين است که حداکثر تکليف شوهر را مشخص مي کند. بدون اينکه حداقل آن معلوم باشد.
تعيين ميزان اموالي که بايد به زوجه انتقال يابد از وظايف دادگاه است. از آنجا که ضابطه دقيقي در اين زمينه وجود ندارد ممکن است دادگاه در تعيين ميزان حقوق زن جنبه حمايتي آن را چنانکه بايد در نظر نگيرد يا تحت تأثير عواملي، مبلغ و ميزان اندکي را موضوع حکم قرار دهد. بنابراين احتمال تشتت آراء و عدم اهتمام کافي به حقوق زن در اين زمينه زياد است، از اين رو شايسته است ضابطه اي در اين خصوص مقرر شود يا حداقلي براي ميزان اين تعهد قراردادي مشخص گردد.
اشکال ديگر شرط مذکور مجهول بودن موضوع آن است به اين معني که در حين وقوع عقد دارايي، (موضوع تعهد شوهر) وجود خارجي ندارد و معلوم نيست آيا شوهر در زمان طلاق مالي خواهد داشت يا نه و ميزان آن نيز به فرض تحصيل معلوم نيست. آيا چنين شرط مجهولي مي توانداعتبار قانوني داشته باشد؟
درباره اين گونه شروط مجهول و اعتبار آنها نظرهاي متفاوتي ابراز شده است: برخي از استادان حقوق معتقدند با توجه به ماده 232 ق.م. که برگرفته از فقه اماميه است شروطي باطل است که انجام آنها غيرمقدور يا فاقد نفع و فايده عقلايي يا نامشروع باشد. همچنين بر اساس حکم ماده 233 ق. م. شروطي باطل است و موجب بطلان عقد است که خلاف مقتضاي ذات عقد باشد يا به گونه اي مجهول يا مبهم باشد که جهل و ابهام آن موجب جهل به يکي از عوضين گردد. بدين ترتيب ساير شروط هرچند مجهول باشند چون جنبه فرعي دارند باطل نيستند و به عقد اصلي صدمه اي نمي زنند؛ به عبارت ديگر، اجتماع همه شرايط عمومي قرارداد مندرج در ماده 190 ق. م. و علم تفصيلي مذکور در ماده 216 براي صحت و اعتبار شرط ضمن عقد ضرورت ندارد.*
گروهي ديگر بر اين عقيده اند که شرط هرچند در عقد جنبه فرعي دارد همانند خود عقد بايد تمامي شرايط قانوني را داشته باشد در غير اين صورت شرط ضمن عقد فاقد اعتبار است. بنابراين شرط مجهول مانند عقد مجهول باطل است و از اين جهت بين عقد و شروط ضمن آن تفاوتي نيست.**
در فقه اماميه مسئله اختلافي است و لي به نظر مي رسد قول مشهور حداقل در مورد شروط ضمن عقد نکاح موافق نظر اول است.*** البته همان طور که صاحب جواهر مي گويد شرط مجهول را در صورتي مي توان صحيح دانست که لااقل در زما اجراء قابل تشخيص باشد در غير اين صورت اجراي آن غيرممکن و درنتيجه باطل است.
در تأييد اعتبار شرط ياد شده مي توان گفت: چنين شرطي موجب غرر نيست و وسيله دادگاه قابل تشخيص است اين شرط نه خلاف قانون و شرع است و نه به نظم عمومي و اخلاق حسنه صدمه مي زند و نه شرطي است که موجب جهل به عوضين شود و يا با مقتضاي ذات عقد مخالفت داشته باشد و اثر عقد را خنثي سازد بلکه شرطي است که هم انجام آن مقدور خواهد بود و هم مي تواند تا حدودي حقوق زوجه دائمي را به هنگام طلاق تأمين کند و گاهي نيز ازوقوع طلاقهاي ناشي از تصميملات آني و بي پايه جلوگيري مي کند. بنابراين مي توان صحت اين شرط را پذيرفت.
با وجود اين اجراي شرط مزبور با دشواريهايي همراه است علاوه بر اينکه ابهام شرط اختيار گسترده اي به دادرس مي دهد و چه بسا روانشناسي قاضي مانع تعيين سهم مناسب و عادلانه اي براي زن مي شود. اثبات وجود دارايي به دست آمده در دوره ازدواج بر عهده زن است واگر زن نتواند آن را ثابت کند چيزي به دست نخواهد آورد و شک نيست که اثبات اين امر اغلب دشوار است.
قبل از تصويب قانون اصلاح مقررات .... وظيفه زن در اين خصوص مشکل تر بود زيرا طبق رويه دادگاهها زن فقط بعد از طلاق مي توانست به دادگاه حقوقي (نه دادگاه مدني خاص که اجازه طلاق صادر مي کرد) مراجعه و الزام شوهر به ايفاء شرط را درخواست کند؛ لکن، امروزه برابر تبصره 3 قانون ياد شده حقوق شرعي و قانوني زوجه بايد قبل از طلاق به او داده شود و اجراي صيغه طلاق و ثبت آن دردفتر ازدواج و طلاق موکول به تأديه حقوق مزبور است و دادگاه بايد در گواهي عدم امکان سازش که صادر مي کند تکليف انتقال نصف دارايي شوهر به زن را معلوم کند.
*سيد حسن امامي، حقوق مدني.
**ناصر کاتوزيان، قواعد عمومي قراردادها.
***جواهر الکلام؛ حاشيه بر مکاسب؛ القواعد الفقهيه.
