حقوق بشر؛ از من تا ما ...
حقوق بشر؛ از من تا ما ...
اصل خبر: نخستين گردهمايي تجليل از فعالان حقوق بشر با حضور بيش از دو هزار تن از محققان، حقوقدانان و دانشجويان در مركز همايشهاي بينالمللي ابوريحان بيروني دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد.
موضوع از چه قرار است؟ در اين همايش كه به همت كرسي حقوق بشر، صلح و دموكراسي يونسكو و به مناسبت شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر برگزار شد،اگرچه در اين همايش، از قديميترين نهاد مدني ايران (كانون وكلاي دادگستري) و بسياري از تلاشگران حقوق بشر در عرصه آموزش، تحقيق، اطلاعرساني و نظاير آن تجليل شد، ليكن اين انتخابها نيز همانند هر انتخابات ديگري با انتقاداتي همراه شد.
تحليل موضوع: فعال حقوق بشر دغدغهاش حفظ حقوق افراد در برابر حكومت و نهادهاي آن است؛ بدون انتظار يا انتقاد از تجليلگران. فعال حقوق بشر واقعي به سهم خود، جمعي و فردي و به طور مسالمتآميز براي حفظ و بهبود حقوق بشر و بيهياهو تلاش ميكند؛ اگر استاد دانشگاه است با تربيت دانشجو، اگر وكيل است با دفاع از حقوق موكل خود، اگر نويسنده است با بسط و گسترش اين حقوق از طريق نگارش كتاب و مقالات.
در اين ميان فعالان گمنامي را ميشناسيم كه نه انتظار تقدير دارند و نه از اينكه كسي نامي از آنها نميبرد، دلخور ميشوند. در عين حال، منتقدان به دو دسته تقسيم ميشوند؛ دسته اول كساني كه فعاليتهاي حقوق بشري را از اساس رد كرده و يا به سخره ميگيرند و دسته دوم كساني كه خود نيز بهنوعي در اين زمينه فعاليت دارند اما معيار انتخاب را نه آموزش، دفاع، تحقيق و اطلاعرساني در عرصه حقوق بشر ايران بلكه <شناختهشده بودن در آن سوي مرزها> ارزيابي ميكنند. صرفنظر از اينكه بتوان اعلان اين معيار توام با هياهوي ضمني را با اهداف واقعي <حقوق بشر> هماهنگ دانست يا خير، آنچه مسلم است اينكه، در عمل، هر دو دسته به مقصدي ميروند كه درك درستي از حقوق بشر و خاستگاه عيني و مفاهيم واقعي آن موجود نيست.
گو اينكه هنوز معلوم نيست كساني كه با عنوان <فعال حقوق بشر> در آن سوي مرزها شناخته ميشوند، چه ميزان از <حقوق بشر> شناخت دارند و يا تا چه اندازه، <فعال> بودنشان در عرصه سياست، به تساهل، مترادف با <فعال حقوق بشر> اعلام شده است؟! اگر قرار باشد فعاليت حقوق بشري با <من> تعريف شده و با <شهرت> ارزيابي شود، بدون شك هر آنكه بيسروصدا به آموزش و اطلاعرساني <حقوق> و ياري <بشر> ميپردازد، ترجيح خواهد داد با هر نامي به اين فعاليتهاي انساندوستانه ادامه دهد جز نام <حقوق بشر!> كمااينكه، امام علي(ع) نيز <ناشناخته> به داد نيازمندان ميرسيد.
نياز امروز نيز علاوه بر رفع فقر اقتصادي، رفع فقر فرهنگي و آموزشي است؛ بدون اصرار بر <شناخته شده بودن در آن سوي مرزها!> تكمله: راستي، اگر قرار بود حقوق بشر، فقط با معياري كه <من> ميگويم و يا در جايي كه <من> هستم و <من> سخنراني دارم و <من> انتخاب ميشوم معنا مييافت، ديگر چه چيزي از <بشر> باقي ميماند تا <ما> از <حقوقش> سخن بگوييم و به همين بهانه، خود را <فعال حقوق بشر> بناميم؟* !
وكيل دادگستري و دانشجوي كارشناسي ارشد حقوق بشر
برگرفته شده ازسایت کانون وکلای ایران
| ليلا حيدري - وكيل دادگستري | ![]() |
اصل خبر: نخستين گردهمايي تجليل از فعالان حقوق بشر با حضور بيش از دو هزار تن از محققان، حقوقدانان و دانشجويان در مركز همايشهاي بينالمللي ابوريحان بيروني دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد.
موضوع از چه قرار است؟ در اين همايش كه به همت كرسي حقوق بشر، صلح و دموكراسي يونسكو و به مناسبت شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر برگزار شد،اگرچه در اين همايش، از قديميترين نهاد مدني ايران (كانون وكلاي دادگستري) و بسياري از تلاشگران حقوق بشر در عرصه آموزش، تحقيق، اطلاعرساني و نظاير آن تجليل شد، ليكن اين انتخابها نيز همانند هر انتخابات ديگري با انتقاداتي همراه شد.
تحليل موضوع: فعال حقوق بشر دغدغهاش حفظ حقوق افراد در برابر حكومت و نهادهاي آن است؛ بدون انتظار يا انتقاد از تجليلگران. فعال حقوق بشر واقعي به سهم خود، جمعي و فردي و به طور مسالمتآميز براي حفظ و بهبود حقوق بشر و بيهياهو تلاش ميكند؛ اگر استاد دانشگاه است با تربيت دانشجو، اگر وكيل است با دفاع از حقوق موكل خود، اگر نويسنده است با بسط و گسترش اين حقوق از طريق نگارش كتاب و مقالات.
در اين ميان فعالان گمنامي را ميشناسيم كه نه انتظار تقدير دارند و نه از اينكه كسي نامي از آنها نميبرد، دلخور ميشوند. در عين حال، منتقدان به دو دسته تقسيم ميشوند؛ دسته اول كساني كه فعاليتهاي حقوق بشري را از اساس رد كرده و يا به سخره ميگيرند و دسته دوم كساني كه خود نيز بهنوعي در اين زمينه فعاليت دارند اما معيار انتخاب را نه آموزش، دفاع، تحقيق و اطلاعرساني در عرصه حقوق بشر ايران بلكه <شناختهشده بودن در آن سوي مرزها> ارزيابي ميكنند. صرفنظر از اينكه بتوان اعلان اين معيار توام با هياهوي ضمني را با اهداف واقعي <حقوق بشر> هماهنگ دانست يا خير، آنچه مسلم است اينكه، در عمل، هر دو دسته به مقصدي ميروند كه درك درستي از حقوق بشر و خاستگاه عيني و مفاهيم واقعي آن موجود نيست.
گو اينكه هنوز معلوم نيست كساني كه با عنوان <فعال حقوق بشر> در آن سوي مرزها شناخته ميشوند، چه ميزان از <حقوق بشر> شناخت دارند و يا تا چه اندازه، <فعال> بودنشان در عرصه سياست، به تساهل، مترادف با <فعال حقوق بشر> اعلام شده است؟! اگر قرار باشد فعاليت حقوق بشري با <من> تعريف شده و با <شهرت> ارزيابي شود، بدون شك هر آنكه بيسروصدا به آموزش و اطلاعرساني <حقوق> و ياري <بشر> ميپردازد، ترجيح خواهد داد با هر نامي به اين فعاليتهاي انساندوستانه ادامه دهد جز نام <حقوق بشر!> كمااينكه، امام علي(ع) نيز <ناشناخته> به داد نيازمندان ميرسيد.
نياز امروز نيز علاوه بر رفع فقر اقتصادي، رفع فقر فرهنگي و آموزشي است؛ بدون اصرار بر <شناخته شده بودن در آن سوي مرزها!> تكمله: راستي، اگر قرار بود حقوق بشر، فقط با معياري كه <من> ميگويم و يا در جايي كه <من> هستم و <من> سخنراني دارم و <من> انتخاب ميشوم معنا مييافت، ديگر چه چيزي از <بشر> باقي ميماند تا <ما> از <حقوقش> سخن بگوييم و به همين بهانه، خود را <فعال حقوق بشر> بناميم؟* !
وكيل دادگستري و دانشجوي كارشناسي ارشد حقوق بشر
برگرفته شده ازسایت کانون وکلای ایران
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۷/۰۹/۳۰ ساعت ۹:۵۷ ب.ظ توسط سید حسین حسینی هرانده
|

