- غنچه لبهاى پیغمبر كه شد وا در غدیر بر لبش گلواژه «من كنت مولا» نشست
- جلوهگر شد بار دیگر طور سینا در غدیر ریخت از خُم ولایت، مى به مینا در غدیر
- چتر زرین آفتاب آورد و ماه از آسمان نقره مىپاشید بر دامان صحرا در غدیر
- هدیه جبریل بود «الیوم اكملت لكم» وحى آمد در مبارك باد مولا در غدیر
- بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت: آفتاب و ماه زیبا بود، زیبا در غدیر
- مهر تابان ولایت شد نمایان در غدیر باز بخشید این بشارت، خلق را جان در غدیر
- از طواف كعبه امروز آن كه برگردد، یقین حج او مقرون بود با عهد و پیمان در غدیر
- بر سر دست نبى تهلیلگویان، مرتضى اشك شوق از دیده مىبارد چو باران در غدیر
- مصطفى تا مرتضى را همچو جان در بر گرفت یوسفش را كرد پیدا، پیر كنعان در غدیر
- «هر كه من مولاى اویم این على مولاى اوست» این ندا پیچید در گوش بزرگان در غدیر
- در حقیقت شد مسلمان هر كه با اخلاص داد دست بیعت با على، مانند سلمان در غدیر
- شد جهان روشن ز انوار امیرالمؤمنین چلچراغ عشق و ایمان شد فروزان در غدیر
- موج یك حادثه در جان غدیر است امروز و علی چهره تابان غدیر است امروز
- غدیر با همگان هم سخن، ولی خاموش غدیر با همه كس آشنا، ولی تنهاست
- غدیر صفحه تاریخ "والا من والاه" غدیر آیه توبیخ در "عاد من عادا" ست
- علی سفیر خدا و علی امیر شماست علیست حج و علی كعبه و علی زمزم
- من و جدا شدن از مرتضی، خدا نكند! كه هر كه گشت جدا از علی، جدا ز خداست
- از ولای مرتضی دل را چراغان میكنیم با علی بار دگر تجدید پیمان میكنیم
- ما زین جهان از پی دیدار میرویم از بهر دیدن حیدر كرار میرویم
- به روز غدیر خم از مقام لم یزلی به كائنات ندا شد به صوت جلی
كه بعد احمد مرسل به كهتر و مهتر امام و سرور و مولا علیست علی
- رسولی كز غدیر خُم ننوشد ردای سبز بعثت را نپوشد
عید غدیر خم مبارك
- روز محشر پرسیـد ز من رب جلی گفت تو غرق گناهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیگیرد چـرا جـسم و تنـت گفتمش چون حـك نمودم روی قلبم یا علی
- مدح علی و آل علی بر زبان ماست گویا زبان برای همین در دهان ماست
- قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم گفتا كه علی نور بود سایه ندارد
- تمام لذت عمرم در این است كه مولایم امیرالمومنین است
- علی در عرش بالا بینظیر است علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
- نازد به خودش خدا که حیدر دارد دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله صد بار اگر کعبه تَرَک بردارد
- خورشید چراغکی ز رخسار علیست مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
هر کس که فرستد به محمد صلوات همسایه دیوار به دیوار علیست
- عجب تمثیلی است این كه علی مولود كعبه است؛ یعنی این كه باطن قبله را در امام پیدا كن. عید غدیر خم مبارك
- ای خدای مرتضی، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشكد . عید غدیر خم، عید ولایت و امامت مبارك
- اگر خلق عالم علی را میشناختند، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند، جهنم آفریده نمیشد.
- روز عید غدیر خم از شریفترین اعیاد امت من است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
- عید کمال دین، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد.
- ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر کس تو را دوست بدارد، رستگار شود و هر کس تو را دشمن بدارد، به هلاکت افتد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
- خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت. حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام)



خلاصهاى از واقعه غدير

اعلان عمومى براى سفر حج
در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرين سفر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه (عليهم السلام) آغاز شد. در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آن حضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت.
بلافاصله پس از پايان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامهاى مهم در غدير خم - كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروانها بود ـ حضور يابند.
سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.
اجتماع عظيم در غدير
با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر (صلى الله عليه و آله) صادر شد و مركبها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جايى براى توقف سه روزه آماده كرد.
به دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان، پارچهاى به عنوان سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر (صلى الله عليه و آله) از سنگها و روانداز شتران ساختند به طورى كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.
هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر (صلى الله عليه و آله) بر فراز منبر ايستادند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه، اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر فراز منبر يك پله پائينتر در طرف راست آن حضرت ايستاده بودند.
سخنرانى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله)
پيامبر اكرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند. سپس سخنرانى تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند. با در نظر گرفتن اين شكل خاص از منبر و سخنرانى كه دو نفر بر فراز منبر در حال قيام ديده مىشوند به استقبال سخنان حضرت مىرويم كه آن را مىتوان در يازده بخش ترسيم نمود:
پيامبر (صلى الله عليه و آله) در اولين بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.
در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصريح كردند كه بايد فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب عليه السلام ابلاغ كنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرساندهام و ترس از عذاب او دارم.
در سومين بخش، حضرت امامت دوازده امام (عليهم السلام) را تا آخرين روز دنيا اعلام نمودند تا همه طمعها يكباره قطع شود. از نكات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همه انسانها در طول زمانها و در همه مكانها و نفوذ كلماتشان در جميع امور بود، و نيابت تام ائمه (عليهمالسلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جميع اختيارات اعلام فرمودند.
براى آن كه هرگونه ابهامى از بين برود و دست منافقين از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پيامبر (صلى الله عليه و آله) با دستهاى مبارك بازوان اميرالمؤمنين (عليه السلام) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پيامبر قرار گرفت. در اين حال فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ «هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بودهام اين على هم نسبت به او صاحب اختيارتر است. خدايا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.»
سپس كمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه (عليهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند.
در بخش پنجم حضرت صريحا فرمودند: «هر كس از ولايت ائمه (عليهم السلام) سر باز زند اعمال نيكش سقوط مىكند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمهاى از فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) را متذكر شدند.
مرحله ششم از سخنان پيامبر (صلى الله عليه و آله) جنبه غضب الهى را نمودار كرد. حضرت با تلاوت آيات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: «منظور از اين آيات عدهاى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشمپوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده است، و چشمپوشى از آنان در دنيا مانع از عذاب آخرت نيست.»

سپس به پيشوايان گمراهى كه مردم را به جهنم مىكشانند اشاره كرده فرمودند: «من از همه آنان بيزارم.» اشارهاى رمزى هم به «اصحاب صحيفه ملعونه» داشتند و تصريح كردند كه بعد از من مقام امامت را غصب مىكنند و سپس غاصبين را لعنت كردند.
در بخش هفتم، حضرت تكيه سخن را بر اثرات ولايت و محبت اهل بيت (عليهم السلام) قرار دادند و فرمودند: «اصحاب صراط مستقيم در سوره حمد شيعيان اهل بيت (عليهم السلام) هستند.»
سپس آياتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت كردند و آنها را به شيعيان و پيروان آل محمد (عليهمالسلام) تفسير فرمودند. آياتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد (عليهم السلام) معنى كردند.
در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقية الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى (ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره كردند و آيندهاى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانيان مژده دادند.
در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابى طالب (عليه السلام) دعوت مىكنم. پشتوانه اين بيعت آن است كه من با خداوند بيعت كردهام، و على هم با من بيعت نموده است. پس از اين بيعتى كه از شما مىگيرم از طرف خداوند و بيعت با حق¬تعالى است.
در دهمين بخش، حضرت درباره احكام الهى سخن گفتند كه مقصود بيان چند پايه مهم عقيدتى بود: از جمله اين كه چون بيان همه حلالها و حرامها توسط من امكان ندارد با بيعتى كه از شما درباره ائمه (عليهم السلام) مىگيرم به نوعى حلال و حرام را تا روز قيامت بيان كردهام. ديگر اين كه بالاترين امر به معروف و نهى از منكر، تبليغ پيام غدير درباره امامان (عليهم السلام) و امر به اطاعت از ايشان و نهى از مخالفتشان است.
در آخرين مرحله خطابه، بيعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعيت انبوه و شرائط غير عادى زمان و مكان و عدم امكان بيعت با دست براى همه مردم، فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبانهاى شما اقرار بگيرم.»
سپس مطلبى را كه مىبايست همه مردم به آن اقرار مىكردند تعيين كردند كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (عليهم السلام) و عهد و پيمان بر عدم تغيير و تبديل و بر رساندن پيام غدير به نسلهاى آينده و غائبان از غدير بود. در ضمن بيعت با دست هم حساب مىشد زيرا حضرت فرمودند: «بگوييد با جان و زبان و دستمان بيعت مىكنيم.»
بيعت عمومى
پس از اتمام خطابه پيامبر (صلى الله عليه و آله)، دو خيمه بر پا شد كه در يكى خود آن حضرت و در ديگرى اميرالمؤمنين (عليه السلام)، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خيمه حضرت مىشدند و پس از بيعت و تبريك، در خيمه اميرالمؤمنين (عليه السلام) حضور مىيافتند و با آن حضرت بيعت مىكردند و تبريك مىگفتند.

زنان نيز، با قرار دادن ظرف آبى كه پردهاى در وسط آن بود بيعت نمودند. به اين صورت كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) دست مبارك را در يك سوى پرده داخل آب قرار مىدادند و در سوى ديگر زنان دست خود را در آب قرار مىدادند.
وقايع سه روز در غدير
در طول سه روز توقف در غدير، پس از ايراد خطابه چند جريان به عنوان تأكيد و به نشانه اهميت غدير به وقوع پيوست كه شرح آن چنين است:
پيامبر (صلى الله عليه و آله) در اين مراسم، عمامه خود را ـ كه «سحاب» نام داشت به عنوان افتخار بر سر اميرالمؤمنين (عليه السلام) قرار دادند.
حسان بن ثابت از پيامبر (صلى الله عليه و آله) درخواست كرد تا در مورد غدير شعرى بگويد، و با اجازه حضرت اولين شعر غدير را سرود.
جبرئيل عليه السلام به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: «پيامبر براى على بن ابى طالب عهد و پيمانى گرفت كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمىزند.»
مردى از منافقين گفت: «خدايا اگر آنچه محمد مىگويد از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست.» در همين لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاك كرد، و اين معجزه غدير تأييد الهى را بر همگان روشن كرد.
پس از سه روز مراسم پر شور غدير پايان يافت، و آن روزها به عنوان «ايام الولاية» در صفحات تاريخ نقش بست. مردم پس از وداع با پيامبرشان و معرفت كامل به جانشينان آن حضرت تا روز قيامت، راهى شهر و ديار خود شدند. خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و خداوند بدينگونه حجتش را بر همه مردم تمام كرد.
برگرفته از كتاب غدير در آيينه، محمد انصارى، ص 32 .
شیعه از چه زمانی به وجود آمد؟

آغاز پیدایش شیعه را كه براى اولین بار به شیعه على (اولین پیشوا از پیشوایان اهل بیت) معروف شدند همان زمان حیات پیغمبر اكرم باید دانست و جریان ظهور و پیشرفت دعوت اسلامى در بیست و سه سال زمان بعثت موجبات زیادى در برداشت كه طبعا پیدایش چنین جمعیتى را در میان یاران پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ایجاب میكرد.
پیغمبر اكرم در اولین روزهاى بعثت كه به نص قرآن مأموریت یافت كه خویشان نزدیكتر خود را به دین خود دعوت كند صریحاً به ایشان فرمود كه هر یك از شما به اجابت من سبقت گیرد وزیر و جانشین و وصى من است.
على (علیه السلام) پیش از همه مبادرت نموده اسلام را پذیرفت و پیغمبر اكرم ایمان او را پذیرفت و وعدههاى خود را تقبل نمود و عادتاً محال است كه رهبر نهضتى، در اولین روز نهضت و قیام خود، یكى از یاران نهضت را به سمت وزیرى و جانشینى به بیگانگان معرفى كند ولى به یاران و دوستان سر تا پا فداكار خود نشناساند یا تنها او را با امتیاز وزیرى و جانشینى بشناسد و بشناساند؛ ولى در تمام دوره زندگى و دعوت خود، او را از وظائف وزیرى معزول و احترام مقام جانشینى او را نادیده گرفته و هیچگونه فرقى میان او و دیگران نگذارد.
پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به موجب چندین روایت مستفیض و متواتر كه سنى و شیعه روایت كردهاند تصریح فرموده كه على (علیه السلام) در قول و فعل خود، از خطا و معصیت مصون است هر سخنى كه گوید و هر كارى كه كند با دعوت دینى مطابقت كامل دارد و داناترین مردم به معارف و شرایع اسلام است.
على علیه السلام خدمات گرانبهایى انجام داده و فداكاریهاى شگفت انگیزى كرده بود مانند خوابیدن در بستر پیغمبر اكرم در شب هجرت و فتوحاتى كه در جنگهاى بدر و احد و خندق و خیبر به دست وى صورت گرفته بود كه اگر پاى وى در یكى از این وقایع در میان نبود اسلام و اسلامیان به دست دشمنان حق ریشه كن شده بودند.
جریان غدیر خم كه پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در آنجا على (علیه السلام) را به ولایت عامه مردم نصب و معرفى كرده و او را مانند خود متولى قرار داده بود. بدیهى است این امتیازات و فضائل اختصاصى دیگر كه مورد اتفاق همگان بود و علاقه مفرطى كه پیغمبر اكرم به على (علیه السلام) داشت طبعاً عدهاى از یاران پیغمبر اكرم را كه شیفتگان فضیلت و حقیقت بودند بر این وامیداشت كه على (علیه السلام) را دوست داشته به دورش گرد آیند و از وى پیروى كنند، چنانكه عدهاى را بر حسد و كینه آن حضرت وامیداشت. گذشته از همه اینها نام (شیعه على) و (شیعه اهل بیت) در سخنان پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بسیار دیده میشود .
برگرفته از كتاب «شیعه در اسلام»، علامه طباطبایی .
